«مکتبهای فرش ایران» به سنتهای منطقهای قالیبافی گفته میشود که هر یک با نوع گره، ساختار بنیاد، طرحها و رنگبندی خاص خود شناخته میشوند. پژوهشگران تولید فرش را در لایههای عشایری، روستایی، شهری و در گذشته درباری دستهبندی میکنند و هر مرکز در یکی از این لایهها جای میگیرد. شناختن این تفاوتها برای تشخیص خاستگاه فرش و ارزیابی آن در خرید ضروری است.
- ثبت یونسکو
- مهارتهای قالیبافی فارس و کاشان (۲۰۱۰م)
- نام انگلیسی
- Regional schools of Persian carpets
- لایههای تولید
- عشایری، روستایی، شهری، درباری
- مراکز شهری شاخص
- تبریز، کاشان، اصفهان، کرمان، نائین، قم، مشهد
- گره در شمالغرب
- عمدتاً متقارن (ترکی)
- گره در مرکز و جنوب
- عمدتاً نامتقارن (فارسی)
- گروههای عشایری شاخص
- قشقایی، بختیاری، شاهسون، ترکمن، بلوچ، افشار، کرد
- بخش
- مکتبهای منطقهای
- آخرین بهروزرسانی
- ۷ مهر ۱۴۰۵
فهرست مطالب
مکتب منطقهای در فرش ایران یعنی چه؟
فرش گرهدار از دو جزء ساخته میشود: بستری از تار و پود و پرزی که از گرههای رنگی بستهشده به تارها پدید میآید[۱]. آنچه یک «مکتب» را از مکتب دیگر جدا میکند، ترکیبی از همین اجزا با طرح و رنگ است؛ یعنی نوع گره، جنس و ساختار بنیاد، شیوهٔ پودگذاری، طرحهای رایج و رنگبندی.
پژوهشگران تولید فرش را در چهار لایهٔ اجتماعی بررسی میکنند: عشایری، روستایی، شهری و درباری[۲]. در دورهٔ صفوی (۹۰۷ تا ۱۱۳۵ق / ۱۵۰۱ تا ۱۷۲۲م) قالیبافی از پیشهای عشایری و روستایی به صنعتی ملی تبدیل شد و طرحها در کارگاههای درباری ساخته میشد[۳][۴]. بااینحال ایرانیکا برآورد میکند که در اوج قدرت صفویان شاید دو تا سه هزار فرش درباری بافته شد، در حالی که عشایر، روستاییان و شهرنشینان در همان دوره حدود دو میلیون فرش بافتند[۵]. برای آشنایی بیشتر با این لایهها به فرش شهری، روستایی و عشایری نگاه کنید.
فرش شهری، روستایی و عشایری
فرش شهری یا کارگاهی معمولاً روی دار عمودی، با نقشهٔ حرفهای و مواد مرغوب بافته میشود و تبریز، کرمان، مشهد، کاشان، اصفهان، نائین و قم از مراکز اصلی آناند[۶][۲]. فرش روستایی معمولاً روی دار عمودی ثابت بافته میشود و گاهی به سفارش تاجران شهری تولید میشود؛ روستاهای هریس، اراک و همدان نمونههای آناند[۲][۷][۸][۹]. تقریباً همهٔ بافندگان عشایری ایران روی دار افقی کار میکنند و طرحها را اغلب از حافظه میبافند[۵][۱۰].
نشانههای فنی تشخیص مکتبها
نوع گره
دو گره اصلی فرش ایران گره متقارن (ترکی) و گره نامتقارن (فارسی) است؛ در اولی نخ پرز دور دو تار میپیچد و هر دو سر آن میان همان دو تار بیرون میآید، و در دومی نخ دور یک تار میپیچد و از پشت تار مجاور میگذرد[۱۱][۱۲]. گره متقارن در آذربایجان و مناطق ترکنشین و کردنشین رایج است، از جمله در تبریز، هریس، بیجار و همدان[۱۳][۱۴][۷][۱۵][۹]. گره نامتقارن در کاشان، کرمان، اصفهان، نائین، ساروق، قشقایی و بلوچ به کار میرود[۱۶][۱۷][۱۸][۱][۸][۱۹][۲۰]. نام «گره سنه» برای گره نامتقارن گمراهکننده است، چون بافندگان خود سنندج گره متقارن میزنند[۲۱]. توضیح کامل این دو گره در گره فارسی و گره ترکی آمده است.
بنیاد و پودگذاری
جنس تار و پود نشانهٔ مهم دیگری است: در فرشهای عشایری تار معمولاً پشم دولا و پود هم اغلب پشمی است، اما فرشهای شهری پرتراکم معمولاً تار پنبهای دارند، چون روی پنبه میتوان گرههای محکمتر زد[۵][۱]. در بیجار پود سه بار میان هر ردیف گره رد میشود و همین ویژگی در کرمان هم دیده میشود[۱۵]. در همدان فرش تکپود است و در تبریز امروزی ساختار پود سادهتر شده است[۹][۱۴].
طرح و رنگ
طرحها هم به شناسایی کمک میکنند، ولی چون طرحهای موفق در مراکز دیگر تقلید میشوند، نشانهٔ قطعی نیستند. مثلاً طرح هراتی در بیجار، سنه و بخشایش دیده میشود و طرح شاهعباسی در کاشان و نائین رایج است[۱۵][۲۱][۱]. تراکم گره هم فقط یکی از شاخصهاست و ارزش هنری بیشتر به اجرای طرح و رنگ وابسته است[۲][۲۲].
جدول مقایسهٔ مکتبهای اصلی
| منطقه | گره | طرحهای شاخص | رنگها | مواد و بنیاد |
|---|---|---|---|---|
| تبریز[۱۴] | متقارن (فرشهای کهن نامتقارن) | ترنج تک یا ستارهای با آویز، اسلیمی | رنگهای کرومی و آنیلینی جای رنگ گیاهی را گرفته است | تار پنبه، پشم نسبتاً زبر |
| هریس[۷] | متقارن | ترنج هندسی با زوایای تند، حاشیهٔ دندانهدار | سراب روشنتر، گوراوان تیرهتر | تار پنبه، بافت محکم |
| بیجار[۱۵] | متقارن | ترنج روی زمینهٔ یکدست، هراتی، واگیره | زمینهٔ قرمز یا زرد | بنیاد پشمی، تار دوسطحی، سه پود |
| همدان[۹] | متقارن، تکپود | طرحهای روستایی ویژهٔ هر روستا | پشم شتر به رنگ طبیعی در حاشیه | تار پنبه |
| کاشان[۱۶][۲۳] | نامتقارن | ترنج کشیده، ساقههای پرگل، گلدان | روناس، پوست گردو، پوست انار، برگ مو | تار و پود پنبه یا ابریشم، پرز پشم یا ابریشم |
| اصفهان[۱۸] | نامتقارن | اسلیمی و ساقههای پیچان | زمینهٔ کرم، حاشیهٔ آجری | تار پنبه یا ابریشم، پرز پشمی کوتاه |
| نائین[۱] | نامتقارن | اسلیمی، شاهعباسی | کرم، بژ، آبی روشن، سرمهای | پرز پشم یا پشم با ابریشم |
| قم[۲۴] | نامتقارن (به روایت منابع تجاری) | ترنج گلدار، محرابی، درختی | به روایت منابع تجاری: عاجی، قرمز، سرمهای، فیروزهای | عمدتاً ابریشم (به روایت منابع تجاری) |
| کرمان[۱۷][۲۵] | نامتقارن | گلدانی، باغی، تصویری، گلدار فرانسوی | بسیار متنوع؛ در دورهٔ جدید زمینهٔ کرم و پاستلی | بنیاد پنبهای، پشم کرک |
| قشقایی[۱۹] | نامتقارن | سه ترنج لوزی در یک ردیف، جانوران کوچک | آبی و قرمز غنی با زرد طلایی | بنیاد تمامپشم |
| ترکمن[۲۶][۲۷] | نامتقارن در نمونههای موزهای | گلهای هشتضلعی طایفهای | غلبهٔ قرمز با قهوهای و سبز | پشم، گاه اندکی ابریشم |
| بلوچ[۲۰] | نامتقارن | محرابی ساده، فرش کوچک | قرمز تیره، قهوهای، آبی با اندکی سفید | پشم، گاه پشم شتر و موی بز |
شمالغرب: آذربایجان و کردستان
تبریز و هریس
تبریز پایتخت اوایل صفوی و مرکز فرشهای درباری آن دوره بود و احیای تجاری فرش در آن از میانهٔ قرن ۱۹ برای بازار اروپا آغاز شد[۱۴]. شرکت زیگلر نخستین نمایندگی خود در ایران را در ۱۲۸۴ق/۱۸۶۷م در تبریز گشود[۲۸]. فرش امروزی تبریز گره متقارن دارد و بافندگانش با کاردی قلابدار گره میزنند[۱۴]. در روستاهای شرق تبریز، فرش هریس برداشتی روستایی و هندسی از ترنجهای تبریز است و فرشی محکم و کاربردی شمرده میشود[۷].
بیجار، سنه و همدان
فرش بیجار کار بافندگان کرد اطراف بیجار است و به سنگینی و سفتی شهرت دارد[۱۵]. فرش سنه ظریفترین فرش کردی است و با گره متقارن و طرحهای هراتی، بته و ترنج ششضلعی شناخته میشود[۲۱]. تولید کردی از فرش عشایری درشتباف تا فرش شهری ظریف بیجار و سنه را در بر میگیرد[۶]. فرشهای روستاهای همدان در گذشته با نام «موصل» خرید و فروش میشد[۹].
مرکز ایران: کاشان، اصفهان، نائین، قم و اراک
کاشان با گره نامتقارن و بنیاد پنبه یا ابریشم شناخته میشود و یونسکو از دقت و یکنواختی پشت فرشهای آن یاد کرده است[۱۶]. مهارتهای سنتی قالیبافی کاشان در ۲۰۱۰م در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد[۱۶]. اصفهان پایتخت شاه عباس اول بود و فرشهای ابریشمی موسوم به «لهستانی» احتمالاً در آن بافته شدهاند[۱۸][۲۹]. نائین در منطقهٔ اصفهان است و در میانهٔ قرن بیستم به بافت بسیار ظریف شهرت یافت[۱۸]. قم از مراکز تولید شهری ایران در قرن بیستم است[۶]. در ناحیهٔ اراک، فرش ساروق گره نامتقارن روی تار پنبه دارد و در قرن بیستم برای بازار آمریکا با پرز بلند و دستهگل روی زمینهٔ گلیرنگ بافته شد[۸].
جنوبشرق: کرمان
کرمان از سدهٔ ۱۶ فرشهای گلدانی، باغی و اسلیمی بافته است و پس از رکود قرن ۱۸ از اواخر قرن ۱۹ دوباره از مهمترین مراکز فرش شد[۱۷]. پشم کرک محلی کرمان در منابع تاریخی با بهترین پشمهای کشمیر مقایسه شده است[۲۵]. به گزارش ایرانیکا، در نیمهٔ نخست قرن بیستم دورهای بود که حدود ۹۰ درصد تولید کرمان راهی بازار آمریکا میشد[۳۰].
جنوب: فارس و عشایر قشقایی
قشقایی بزرگترین گروه بافندهٔ عشایری در فارس است[۵]. فرش قشقایی گره نامتقارن روی بنیاد تمامپشم دارد و با ترنجهای لوزی و رنگهای آبی و قرمز غنی شناخته میشود[۱۹]. مهارتهای سنتی قالیبافی فارس هم در ۲۰۱۰م در یونسکو ثبت شد و در آن طرحها ذهنیاند و هیچ دو فرشی یکسان نیست[۳۱].
شمالشرق و شرق: ترکمن، مشهد و بلوچ
فرش ترکمن با گلهای هشتضلعی شناخته میشود که هر طایفه گونهٔ ویژهٔ خود را دارد[۲۶]. در ایران ترکمنهای یموت، گوکلان و تکه در خراسان و گرگان میبافند[۵]. در مشهد گروهی از بافندگان که در قرن ۱۹ از تبریز مهاجرت کردند، فرش «ترکباف» با گره متقارن میبافند[۳۲]. فرش بلوچ کار بلوچهای شرق ایران و افغانستان است و بهترین نمونههایش را معمولاً به خراسان نسبت میدهند[۲۰].
نکتههایی برای خریدار و پژوهشگر
- نامهای بازاری را با خاستگاه واقعی یکی نگیرید؛ مثلاً «مکهشیراز» نامی بیپایه است که گاه به فرشهای قشقایی داده میشود[۱۹].
- در بازار غرب قرن بیستم نام «Kermanshah» برای فرش کرمان به کار میرفت، پس برچسب بازاری را با شهر بافت یکی نگیرید[۱۷].
- ابرش ملایم در فرش روستایی و عشایری نشانهٔ رنگرزی دستههای جداگانهٔ نخ است و عیب شمرده نمیشود[۲][۶].
- برای سنجش ظرافت، رجشمار (تعداد گره در ۷ سانتیمتر) رایج است، ولی قرارداد اندازهگیری در منابع یکسان نیست[۲۲][۱۱].
- امروز بیشتر فرشها، حتی عشایری، ترکیبی از رنگ طبیعی و شیمیایی دارند[۱۳].
پرسشهای پرتکرار
از روی چه نشانههایی میتوان مکتب یک فرش ایرانی را تشخیص داد؟
نوع گره (متقارن یا نامتقارن)، جنس تار و پود، شمار پودها میان ردیفهای گره، طرح غالب و رنگبندی مهمترین نشانهها هستند. هیچکدام بهتنهایی قطعی نیست و باید با هم سنجیده شوند.
کدام شهرهای ایران گره ترکی (متقارن) میزنند؟
گره متقارن در آذربایجان و مناطق ترکنشین و کردنشین رایج است؛ از جمله تبریز امروزی، هریس، بیجار و همدان. کاشان، اصفهان، کرمان، نائین و قشقایی گره نامتقارن میزنند.
آیا نام شهر روی فرش به معنای بافت در همان شهر است؟
نه همیشه. بسیاری از نامها نام بازاریاند؛ مثلاً فرشهای روستاهای همدان در گذشته با نام «موصل» فروخته میشد و «مکهشیراز» نامی بیپایه برای برخی فرشهای قشقایی است.
فرش ریزبافتتر همیشه باارزشتر است؟
نه. تراکم گره نشانهٔ ظرافت و مقدار کار است، اما ارزش هنری بیشتر به اجرای طرح و رنگ بستگی دارد و فرشهای روستایی و عشایریِ درشتباف هم میتوانند بسیار ارزشمند باشند.
منابع
- Goswami, K. K. (ed.) (2009). Advances in carpet manufacture. Woodhead Publishing — فصل ۷ — K. K. Goswami, *Developments in handmade carpets: design and manufacture* (ص ۱۸۲–۲۶۸)مشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Oriental rugمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS i. Introductory surveyمشاهده ↗ ↩
- The Met — Essay "Carpets from the Islamic World, 1600–1800"مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS xiv. Tribal carpetsمشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Persian carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Heriz carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Saruk carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Hamadan rugمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS iv. Knotted-pile carpets: Designs, motifs, and patternsمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS iii. Knotted-pile carpets: Techniques and structuresمشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Knotted-pile carpetمشاهده ↗ ↩
- Goswami, K. K. (ed.) (2009). Advances in carpet manufacture. Woodhead Publishing — فصل ۶ — K. K. Goswami, *Developments in handmade carpets: introduction* (شامل جدول تاریخی ۶٫۱، ص ۱۳۸–۱۸۱)مشاهده ↗ ↩
- Britannica — Tabriz carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Bijar carpetمشاهده ↗ ↩
- UNESCO ICH — Traditional skills of carpet weaving in Kashan (2010)مشاهده ↗ ↩
- Britannica — Kerman carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Esfahan carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Qashqai rugمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Baluchi rugمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Senneh rugمشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Knot densityمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Kashan carpetمشاهده ↗ ↩
- Bizsan Gallery (فروشندهٔ فرش، منبع تجاری) — Qom (Ghom) handmade silk rugs of Iran, part 1مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — KERMAN xv. Carpet industry (James M. Gustafson, 2017)مشاهده ↗ ↩
- Britannica — Turkmen carpetمشاهده ↗ ↩
- The Metropolitan Museum of Art — Tekke Main Carpet (447504)مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS xi. Qajar periodمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — "Carpets ix. Safavid Period" (Daniel Walker, 1990)مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS xii. Pahlavi periodمشاهده ↗ ↩
- UNESCO ICH — Traditional skills of carpet weaving in Fars (2010)مشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Mashhadمشاهده ↗ ↩