قالی دستباف ایرانی: گره، رج، دار، مواد اولیه، رنگرزی و شیوههای شهری، روستایی و عشایری.
رج یا رجشمار سنجهٔ بازاری ریزبافی فرش دستباف ایرانی است و در عرف بازار تعداد گره در ۷ سانتیمتر را نشان میدهد که معمولاً در عرض فرش شمرده میشود؛ مثلاً «فرش ۵۰ رج» یعنی ۵۰ گره در هر ۷ سانتیمتر. با فرض برابری تراکم در طول و عرض، تراکم به گره در اینچ مربع تقریباً برابر ۰٫۱۳۲ ضرب در مجذور رج است. رج بالاتر یعنی ریزبافی و کار بیشتر، اما بهتنهایی کیفیت یا ارزش هنری فرش را تعیین نمیکند.
طرحهای فرش ایرانی را میتوان در چند خانوادهٔ بزرگ دستهبندی کرد: طرحهای ترنجدار مانند لچکترنج و چندترنجی، طرحهای تکرارشونده یا افشان مانند هراتی و شاهعباسی، طرحهای قاببندیشده مانند خشتی، و طرحهای روایی مانند شکارگاه و تصویری. هر خانواده با نقشمایههایی چون اسلیمی، بتهجقه، گلدان و درخت ترکیب میشود و هر منطقه برداشت خود را از آن دارد. برخلاف تصور رایج، همهٔ فرشهای ایرانی لچکترنج نیستند و نام طرح بهتنهایی قیمت فرش را تعیین نمیکند.
فرش دستباف ایرانی یا «قالی» بافتهای پرزدار است که بافنده گرههای نخ رنگی را یکبهیک دور تارهای کشیده بر دار میبندد و میان ردیفهای گره پود میگذراند. مواد اصلی آن پشم، پنبه و ابریشم است و نقشش یا از روی نقشهٔ شطرنجی بافته میشود یا در فرشهای عشایری از حافظه. مهارتهای سنتی قالیبافی فارس و کاشان در سال ۲۰۱۰م در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شده است.
فرش کاشان یکی از نامدارترین مکتبهای فرش شهری ایران است که با گره فارسی ظریف، دار ایستاده و رنگهای گیاهی شناخته میشود. پیشینهٔ آن به فرشهای تمامابریشم سدهٔ شانزدهم و فرشهای سفارشی دربار لهستان در ۱۶۰۱م میرسد و در اواخر دورهٔ قاجار با فرشهای موسوم به «محتشم» دوباره جان گرفت. مهارتهای سنتی فرشبافی کاشان در ۲۰۱۰م در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
«مکتبهای فرش ایران» به سنتهای منطقهای قالیبافی گفته میشود که هر یک با نوع گره، ساختار بنیاد، طرحها و رنگبندی خاص خود شناخته میشوند. پژوهشگران تولید فرش را در لایههای عشایری، روستایی، شهری و در گذشته درباری دستهبندی میکنند و هر مرکز در یکی از این لایهها جای میگیرد. شناختن این تفاوتها برای تشخیص خاستگاه فرش و ارزیابی آن در خرید ضروری است.
ابرش تغییر ملایم تُن یک رنگ در نوارهایی از فرش است که معمولاً به صورت خطوط افقیِ روشنتر یا تیرهتر در زمینه دیده میشود. علت آن رنگرزی نخ در دستههای کوچک و جداگانه است و در فرشهای روستایی و عشایری نشانهٔ اصالت شمرده میشود. فقط ابرش ناخواسته و شدید عیب به حساب میآید و باید آن را از لکه، رنگدوانی و نقاشی روی فرش تشخیص داد.
بته یا بتهجقه نقشمایهای برگمانند با نوک خمیده است که در غرب با نامهایی مانند «گلابی» یا «اشک» شناخته میشود. این نقش در فرش ایرانی هم به صورت تکرارشونده در سراسر متن و هم درون ترنج به کار میرود و در فرشهای سنه و ساروق در کنار نقش هراتی دیده میشود. بته یک نقشمایه است، نه یک ترکیببندی کامل، و نام آن بهتنهایی چیزی دربارهٔ کیفیت یا قیمت فرش نمیگوید.
جاجیم و زیلو دو زیرانداز تخت و بیپرز ایرانیاند که هر دو بر دار بافته میشوند، ولی ساختاری متفاوت دارند. جاجیم بافتهای «تاررو» است که در آن تارهای فشرده پودها را میپوشانند و معمولاً کار زنان عشایر و روستایی است. زیلو زیراندازی ارزان و محکم، بیشتر پنبهای و دورویه است که مرکز شناختهشدهٔ آن منطقهٔ یزد، بهویژه میبد و اردکان، است.
دار قالی قاب چوبی یا فلزی است که تارهای فرش روی آن کشیده میشود و فرش تا پایان بافت روی آن میماند. دو نوع اصلی آن دار افقی یا زمینی است که عشایر به کار میبرند و دار عمودی که در روستاها و کارگاههای شهری رایج است. گونههای پیشرفتهتر دار عمودی، مانند دار تبریزی و دار گردان، امکان بافت فرشی بلندتر از ارتفاع خود دار را فراهم میکنند.
رنگرزی گیاهی یعنی رنگ کردن نخ پرز فرش با رنگزاهای طبیعی مانند ریشهٔ روناس برای قرمز، نیل برای آبی و گیاهانی مانند اسپرک برای زرد، معمولاً همراه با دندانهای مانند زاج سفید. از دههٔ ۱۸۷۰م رنگهای شیمیایی وارد فرش ایران شد و امروز بیشتر فرشها، حتی فرشهای عشایری، ترکیبی از رنگ طبیعی و شیمیایی دارند. رنگ طبیعی ظاهری نرم و هماهنگ میسازد اما پرزحمت است و تکرار دقیق یک رنگ با آن دشوار است.
زنان بخش بزرگ نیروی کار قالیبافی ایران را تشکیل میدهند و در بسیاری از مناطق، بهویژه در روستاها و میان عشایر، بافندگان اصلی فرشاند. منابع مستند نشان میدهند که نقش زنان از ریسندگی و بافت تا طراحی ذهنی و انتخاب رنگ در فرش عشایری فارس گسترده است و مهارت معمولاً از مادر به دختر منتقل میشود. در کنار این نقش فرهنگی، قالیبافی برای بسیاری از خانوارها منبع درآمد تکمیلی بوده و شرایط کار و سلامت بافندگان همواره از دغدغههای این صنعت بوده است.
فرش اصفهان به فرشهای دستباف شهری گفته میشود که در اصفهان، پایتخت شاه عباس اول، و پیرامون آن بافته میشوند. اصفهان در دورهٔ صفوی کارگاههای سلطنتی فراوان داشت و فرشهای ابریشمی موسوم به «لهستانی» احتمالاً در آن بافته شدهاند. فرش جدید اصفهان، که از ربع دوم قرن بیستم احیا شد، با گره نامتقارن، پرز کوتاهچیده، زمینهٔ کرم و طرحهای اسلیمیِ کار طراحان حرفهای شناخته میشود.
فرش بیجار به فرشهای دستبافی گفته میشود که بافندگان کرد در پیرامون بیجار در غرب ایران میبافند. این فرشها به وزن زیاد، سفتی و مقاومت در برابر تا شدن مشهورند و با گره متقارن، بنیاد پشمی، تار دوسطحی و گذر سهبارهٔ پود میان ردیفهای گره ساخته میشوند. طرحهای ترنجی روی زمینهٔ یکدست، طرح هراتی و واگیرههای پرنقش از نشانههای شناختهشدهٔ بیجارند.
فرش تبریز به فرشهای دستبافی گفته میشود که در شهر تبریز یا پیرامون آن در شمالغرب ایران بافته میشوند. تبریز در اوایل صفوی پایتخت بود و در دورهٔ قاجار کانون احیای تجاری فرش ایران برای بازار اروپا شد. فرش امروزی تبریز با گره متقارن، تار پنبهای، بافت با قلاب و طرحهای ترنجی شناخته میشود و از نظر کیفیت طیف بسیار گستردهای دارد.
فرش ترکمن به فرشها و بافتههای عشایر ترکمن در آسیای مرکزی و شمالشرق ایران گفته میشود. ویژگی شاخص آن طرح هندسی با نقشمایهای هشتضلعی به نام «گل» است که هر طایفه گونهٔ خاص خود را دارد، و رنگ قرمز در زمینهٔ آن غالب است. در ایران ترکمنهای یموت، گوکلان و تکه در گرگان و خراسان میبافند و علاوه بر فرش اصلی چادر، انواع کیسه، آویز و تزیینات چادر و شتر را هم میبافند.
پژوهشگران فرش دستباف ایران را در سه لایهٔ اصلی تولید بررسی میکنند: شهری یا کارگاهی، روستایی و عشایری، و در گذشته لایهٔ درباری هم به اینها افزوده میشد. فرش شهری معمولاً روی دار عمودی و از روی نقشهٔ حرفهای بافته میشود، فرش روستایی اغلب روی دار عمودی ثابت و گاه به سفارش تاجران شهری، و فرش عشایری روی دار افقی، از حافظه و با بنیاد پشمی. این تفاوتها در طرح، ابعاد، مواد و حتی کاربرد بافتهها دیده میشود.
فرش قشقایی به فرشها و بافتههایی گفته میشود که عشایر قشقایی در منطقهٔ شیراز و استان فارس میبافند. قشقایی بزرگترین گروه بافندهٔ عشایری فارس است و فرشهایش با گره نامتقارن روی بنیاد تمامپشم، طرحهای هندسی با ترنجهای لوزی و رنگهای آبی و قرمز غنی شناخته میشوند. مهارتهای سنتی قالیبافی فارس، که زنان عشایر حاملان اصلی آناند، در ۲۰۱۰م در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
فرش قم به فرشهای دستباف شهری گفته میشود که در قم و روستاهای پیرامون آن بافته میشوند. برخلاف مراکز کهنتری مانند کاشان و کرمان، قالیبافی در قم در قرن بیستم به صنعتی مهم تبدیل شد. قم در بازار به فرشهای ظریف ابریشمی شهرت دارد، هرچند جزئیات تاریخی این شهرت بیشتر در منابع تجاری آمده و پژوهش علمی مستقل دربارهٔ آن اندک است.
فرش کرمان به فرشهای دستبافی گفته میشود که در شهر کرمان در جنوبشرق ایران و روستاهای پیرامون آن بافته میشوند. کرمان از سدهٔ ۱۶ میلادی خاستگاه فرشهایی با طرحهای سنجیده مانند فرشهای گلدانی و باغی بوده و از اواخر قرن ۱۹ به یکی از بزرگترین مراکز صادرات فرش ایران تبدیل شد. گره نامتقارن، پشم نرم کرک، رنگبندی بسیار متنوع و طرحهای گلدار و تصویری از ویژگیهای شناختهشدهٔ آن است.
فرش نائین به فرشهای دستباف شهری گفته میشود که در نائین، در استان اصفهان، و روستاهای پیرامون آن بافته میشوند. نائین در میانهٔ قرن بیستم به بافت بسیار ظریف شهرت یافت و فرشهایش در کیفیت و سبک به فرش اصفهان نزدیکاند. گره نامتقارن، پرز پشمی ظریف که گاه نقوشش با ابریشم اجرا میشود، رنگهای ملایم کرم و آبی و طرحهای اسلیمی و شاهعباسی از نشانههای شناختهشدهٔ آن است.
فرش هریس به فرشهای دستباف روستایی گفته میشود که در روستاهای پیرامون هریس، در شرق تبریز، بافته میشوند. این فرشها برداشتی روستایی و هندسی از ترنجهای فرش تبریزند و با گره متقارن روی تار پنبهای، بافت درشت و محکم و اندازههای بزرگ اتاقی شناخته میشوند. فرش هریس در بازارهای اروپا و آمریکا موفق بوده و به دوام و کاربردی بودن شهرت دارد.
گبه فرشی گرهدار، پشمی و پرزبلند است که عشایر و روستاییان ایران با تراکم گره کم و طرحهایی بسیار ساده میبافند. زمینههای بزرگ یکدست، نوارها و پیکرههای هندسیِ انسان و جانور نشانهٔ آشنای گبه است. برخلاف گلیم، گبه پرز دارد و از خانوادهٔ قالی است، هرچند درشتبافتر و ضخیمتر از بیشتر قالیهاست. گبه از دههٔ ۱۹۸۰ در بازارهای غربی محبوب شد و امروز تقلیدهای کارخانهای و خارجی فراوانی از آن وجود دارد.
در فرش دستباف دو گره اصلی به کار میرود: گره نامتقارن یا «فارسیباف» که نخ پرز دور یک تار میپیچد و از پشت تار کناری میگذرد، و گره متقارن یا «ترکیباف» که نخ دور دو تار میپیچد و هر دو سرش از میان همان دو تار بیرون میآید. نامهای «فارسی» و «ترکی» جغرافیایی نیستند؛ در ایران هر دو گره رواج دارند. گره جفتی گونهای کمهزینه است که روی چهار تار بسته میشود و تراکم و دوام فرش را کم میکند.
گلیم بافتهای تخت و بیپرز است که در آن پودهای رنگی چنان فشرده کوبیده میشوند که تارها را میپوشانند و نقش را همین پودها میسازند. برخلاف قالی، گلیم گره و پرز ندارد و به همین دلیل سبکتر، نازکتر و در بیشتر گونهها دورو است. گلیمبافی در ایران بیشتر کار عشایر و روستاییان بوده و جز زیرانداز، برای ساخت خورجین، رختخوابپیچ و تزیین چادر هم به کار رفته است.
لچکترنج شناختهشدهترین ترکیببندی فرش ایرانی است: ترنجی در مرکز متن و یکچهارمِ همان ترنج، یعنی «لچک»، در هر یک از چهار گوشه. نمونههای درخشان این ترکیب از فرشهای درباری صفوی مانند فرش اردبیل به جا مانده و هر منطقه، از تبریز و کاشان تا هریس و سنه، برداشت خود را از آن دارد. با این همه، لچکترنج تنها یکی از خانوادههای طرح فرش ایرانی است و طرحهایی مانند ماهی یا شکارگاه زیرمجموعهٔ آن نیستند.
ماهی درهم یا «هراتی» یکی از پرکاربردترین طرحهای تکرارشوندهٔ فرش ایرانی است. واحد آن گلی ستارهای درون لوزی است که نخلهایی در گوشهها و چهار برگ داسیشکل در پیرامون دارد، و تکرار این واحد در سراسر متن نقشی پیوسته میسازد. طرح هراتی در بیجار، سنه، بخشایش و ساروق هم در متن و هم درون ترنج دیده میشود و در همهٔ سطوح کیفی، از فرش ساده تا فرشهای مرغوب، بافته میشود.
نقشهٔ فرش طرح رنگی فرش روی کاغذ شطرنجی است که هر خانهٔ آن نمایندهٔ یک گره است و رنگ خانه رنگ همان گره را نشان میدهد. طرح نخست به صورت طرح اولیه کشیده و سپس با ابعاد دقیق روی کاغذ شطرنجی پیاده میشود و بافنده ردیفبهردیف از روی آن میبافد. در کنار نقشهٔ کاغذی، «واگیره» یعنی نمونهٔ بافتهشدهٔ بخشی از طرح هم به کار میرود، و بافندگان عشایری طرحهای سنتی را اغلب بینقشه و از حافظه میبافند.