از فرش پازیریک تا کارگاههای صفوی، احیای قاجاری و صنعت فرش ماشینی؛ تاریخ فرش ایران و جهان.
تاریخچه فرش ایران داستان هنری است که کهنترین نمونهٔ پرزدار بازماندهاش، فرش پازیریک، به حدود سدهٔ پنجم پیش از میلاد میرسد و اوجش در کارگاههای درباری صفوی رقم خورد. در دورهٔ قاجار فرش ایران به کالای صادراتی بزرگی در بازار جهانی بدل شد و در سدهٔ بیستم دولت برای نظارت بر آن نهاد ساخت. در ۲۰۱۰م مهارتهای فرشبافی فارس و کاشان در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
فرش اردبیل نام یک جفت فرش ترنجدار صفوی است که کتیبهاش تاریخ ۹۴۶ق (۱۵۳۹–۴۰م) و نام «مقصود کاشانی» را دارد و برای بقعهٔ شیخ صفیالدین در اردبیل سفارش داده شد. فرش بزرگتر، با طول حدود ۱۰٫۴ متر، در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت لندن است و جفت کوچکترش در موزهٔ هنر شهرستان لسآنجلس (لاکما). محل بافت آن، کاشان یا تبریز یا جای دیگر، هنوز محل بحث پژوهشگران است.
به نقل از پژوهشهای موجود، تولید فرش ماشینی در ایران در ۱۳۵۱ در کاشان آغاز شد و در ۱۳۵۲ فرش ۳۵۰ شانهٔ «راوند» به تولید انبوه رسید. تأسیس پلیاکریل در اصفهان تأمین الیاف مصنوعی را داخلی کرد و از دههٔ ۱۳۸۰ شانهها بهسرعت از ۷۰۰ به ۱۵۰۰ رسید. امروز بیشتر ظرفیت این صنعت در استان اصفهان و بهویژه کاشان و آرانوبیدگل متمرکز است؛ با این حال بسیاری از جزئیات تاریخی آن هنوز سند مستقل ندارند.
فرش ماشینی حاصل پیوند سنت فرشبافی اروپا با انقلاب صنعتی است. ضمیمهٔ ژاکارد در آغاز قرن نوزدهم بافت نقشدار را خودکار کرد و از ۱۸۳۹م دستگاههای موتوری فرش در آمریکا و بریتانیا پدید آمدند. در قرن بیستم تافتینگ بازار کفپوش سرتاسری را گرفت و در قرن بیستویکم بافت روبهرو با ژاکارد الکترونیکی به شانههای ۱۵۰۰ دندانه در متر رسید.
در ۲۰۱۰م دو عنصر «مهارتهای سنتی فرشبافی در فارس» و «مهارتهای سنتی فرشبافی در کاشان» در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشریت یونسکو ثبت شد. آنچه ثبت شده، خود فرشها نیست، بلکه دانش و مهارتی است که نسل به نسل منتقل میشود: بافندگی عشایری زنان فارس روی دار افقی، و بافت شهری ظریف کاشان با گره فارسی روی دار ایستاده.
فرشهای ابریشمی کاشان گروهی از فرشهای تمامابریشم سدهٔ شانزدهماند که فرش شکارگاه وین نامدارترین آنهاست، و فرشهای لهستانی یا «پولونز» فرشهای ابریشمی زربفت سدهٔ هفدهم با رنگهای روشناند. موزهٔ متروپولیتن محل بافت پولونزها را «احتمالاً اصفهان یا کاشان» میداند و نام «لهستانی» از یک خطای سدهٔ نوزدهم در شناسایی نشان خانوادگی آمده است. سفارش سیگیسموند سوم، پادشاه لهستان، در ۱۶۰۱م به کاشان سندی کمنظیر از این تجارت است.
فرش پازیریک کهنترین فرش پرزدار بازماندهٔ جهان است که در ۱۹۴۹م سرگئی رودنکو آن را در گوری یخزده در کوهستان آلتای سیبری یافت. این فرش حدود ۱۸۳ در ۲۰۰ سانتیمتر است، با گره متقارن بافته شده و به سدههای پنجم تا چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. امروز در موزهٔ ارمیتاژ سنپترزبورگ نگهداری میشود و خاستگاهش، ایرانی یا جز آن، همچنان محل بحث است.
فرش در دورهٔ صفوی (۱۵۰۱–۱۷۲۲م) به اوج هنری خود رسید؛ شاه طهماسب اول فرشبافی را در مقیاس یک صنعت دولتی پشتیبانی کرد و شاه عباس اول آن را به تجارت اروپایی پیوند داد. طرح فرشهای درباری از کارگاه نگارگری و تذهیب دربار میآمد و تبریز، کاشان، اصفهان و کرمان مراکز اصلی تولید بودند. فرش اردبیل، فرشهای ابریشمی کاشان و فرشهای لهستانی از نامدارترین یادگارهای این دورهاند.
فرش در دورهٔ قاجار از یک صنعت عمدتاً داخلی به یکی از بزرگترین کالاهای صادراتی ایران بدل شد. از دههٔ ۱۸۷۰م شمار دارها و صادرات بهشدت افزایش یافت؛ سرمایهٔ این رونق در آغاز از بازرگانان تبریز و کرمان بود و سپس شرکتهای خارجی مانند زیگلر (با نمایندگیهایی از ۱۸۶۷م) و OCM (از ۱۹۱۱م) تولید را سامان دادند. ارزش صادرات در ۱۹۰۶–۱۹۰۷م به اوج رسید.
فرش محتشم نامی است که در بازار به فرشهای ظریف کاشانِ اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم میلادی داده میشود و از نام استادکاری قاجاری گرفته شده است. کاتالوگ ساتبیز این استادکار را «حاجی ملا محمدحسن محتشم» مینامد و دورهٔ فعالیتش را حدود ۱۸۴۰ تا ۱۸۸۵م میداند، اما منابع فارسی نام او را به چند صورت آوردهاند. روایت مشهور آغاز این فرشها با پشم مرینوس منچستر را ساتبیز بیشتر افسانهای محلی میشمارد.