فرش کرمان به فرشهای دستبافی گفته میشود که در شهر کرمان در جنوبشرق ایران و روستاهای پیرامون آن بافته میشوند. کرمان از سدهٔ ۱۶ میلادی خاستگاه فرشهایی با طرحهای سنجیده مانند فرشهای گلدانی و باغی بوده و از اواخر قرن ۱۹ به یکی از بزرگترین مراکز صادرات فرش ایران تبدیل شد. گره نامتقارن، پشم نرم کرک، رنگبندی بسیار متنوع و طرحهای گلدار و تصویری از ویژگیهای شناختهشدهٔ آن است.
- گره
- نامتقارن (فارسی) در بافت شهری
- استان
- کرمان
- پشم شاخص
- کرک کرمانی
- بنیاد جدید
- کاملاً پنبهای
- نام انگلیسی
- Kerman (Kirman) carpet
- گسترهٔ تراکم
- حدود ۱۲۰ تا ۸۵۰ گره در اینچ مربع
- طرحهای شاخص
- گلدانی، باغی، اسلیمی، تصویری، گلدار فرانسوی
- نام بازاری مرغوب
- کرمانلاور (Kerman–Lavere)
- بخش
- مکتبهای منطقهای
- آخرین بهروزرسانی
- ۷ مهر ۱۴۰۵
فهرست مطالب
کرمان در دورهٔ صفوی
کرمان از سدهٔ ۱۶ میلادی خاستگاه فرشهایی بسیار سنجیده با طرحهای منظم بوده است[۱]. بریتانیکا کرمان را در کنار تبریز، کاشان و اصفهان از مراکز مهم فرش صفوی میشمارد[۲]. شاه عباس اول (۱۵۸۸ تا ۱۶۲۹م) در کرمان کارگاهی سلطنتی برپا کرد، ولی فرشبافی در آن دوره در برابر اقتصاد کشاورزی منطقه صنعتی نسبتاً کوچک بود[۳].
فرشهای گلدانی، درختچهای، اسلیمی، باغی و ترنجدار با نقش جانوران از گونههاییاند که به کرمان صفوی نسبت داده میشوند[۱]. ایرانیکا فرشهای گلدانی را «بیشتر» به کرمان نسبت میدهد و انتساب آنها به جوشقان را دیدگاهی دیگر میداند[۴]. در ۹۶۱ق/۱۵۵۳–۵۴م شاه طهماسب به شاهزاده بایزید عثمانی هدیهای داد که قالیهای کرمان و جوشقان در آن بود[۴]. آیین اکبری هم کرمان را در شمار مبدأهای قالیهای وارداتی هند آورده است[۴]. پشم کرک کرمان در دورهٔ صفوی بهطور منظم بهوسیلهٔ کمپانی هند شرقی برای بافندگان هند صادر میشد[۳].
از شالبافی تا رونق صادراتی قاجار
تولید کرمان در بیشتر قرن ۱۸ رو به افول رفت[۱]. در میانهٔ قرن ۱۹ اقتصاد صنعتی کرمان بر شال و پارچههای پشمی متکی بود و فرش بیشتر به سفارش حاکمان و بزرگان برای بقعهها و پیشکش بافته میشد[۳]. به گزارش ایرانیکا، در ۱۸۹۴م فقط حدود ۱۰۰ دار فرش در کرمان فعال بود[۳]. پس از افزایش تقاضای اروپا، سرمایهگذاران کرمانی از حدود ۱۸۹۵ و ۱۸۹۶م سرمایهٔ زیادی وارد فرشبافی کردند[۳]. بر پایهٔ آمار تجاری بریتانیا، صادرات فرش کرمان از ۳۰۰۰ پوند در ۱۸۹۴–۹۵ به حدود ۱۲۰٬۰۰۰ پوند در ۱۹۰۲ رسید[۳]. ایرانیکا تأکید میکند که سرمایهٔ اولیهٔ این رونق از آنِ بازرگانان ایرانی، از جمله بازرگانان کرمان، بود[۵].
این رونق در ۱۹۰۴ و ۱۹۰۵م با تغییر سلیقهٔ اروپا، تولید بیش از اندازه و رنگهای نامرغوب ناگهان فروریخت[۳]. تا اوایل ۱۹۰۹م دو شرکت نیرکو کاستلی و برادران و Eastern Rug and Trading Company، که دفترشان در نیویورک بود، نمایندگی مستقیم در کرمان داشتند[۳].
قرن بیستم و بازار آمریکا
به گزارش ایرانیکا، تا ۱۳۲۹ش/۱۹۱۱م حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر در کرمان در کار فرش بودند و تا ۱۳۰۸ش/۱۹۲۹م شمار دارها به ۵۰۰۰ رسید[۶]. در این دوره حدود ۹۰ درصد تولید کرمان برای بازار آمریکا بافته میشد[۶]. در قرن بیستم تولید فرش کرمان به روستاها منتقل شد و شرکتهای اروپایی آن را سازمان دادند[۶]. در ۱۳۴۵ش/۱۹۶۶م حدود ۳۲٬۰۰۰ بافنده با ۱۱٬۰۰۰ دار، بیشتر در خانهها، کار میکردند[۶].
گزارشهای مبلغان مذهبی از نیمهٔ نخست قرن بیستم شرایط سخت کار کودکان را در کارگاههای زیرزمینی و نمناک کرمان ثبت کردهاند که به بیماری و ناهنجاری جسمی آنان میانجامید[۳]. به گفتهٔ ایرانیکا، این وضع تا حدود ۱۹۴۸م بهبود یافت[۳].
ساختار و مواد
در بافت شهری کرمان دار عمودی و گره نامتقارن (فارسی) به کار میرود، در حالی که بافندگان عشایری منطقه معمولاً گره متقارن میزدند و روی دار افقی میبافتند[۳]. فرشهای کهنتر کرمان تار پنبه و پودهای پشم، ابریشم یا پنبه داشتند و ساختاری «دوسطحی» پیدا میکردند، اما فرشهای جدید بنیادی کاملاً پنبهای دارند[۱]. در کرمان هم مانند بیجار پود سه بار میان هر ردیف گره رد میشود[۷]. تراکم فرشهای کرمان از حدود ۱۲۰ تا ۸۵۰ گره در اینچ مربع گزارش شده است[۸].
پشم کرک محلی ویژگی شاخص کرمان بود و ایرانیکا آن را با بهترین فرآوردههای کشمیر مقایسه میکند[۳]. رنگهای طبیعی کرمان شامل نیل، قرمزدانه، روناس، گردو، اسپرک، انار، برگ مو، کاه و حنا بود که طیف رنگها و سایههای میانی کمنظیری پدید میآورد[۳]. توضیح بیشتر دربارهٔ الیاف در مواد اولیه فرش دستباف و دربارهٔ رنگها در رنگرزی گیاهی آمده است.
از دههٔ ۱۹۵۰م برای کاهش هزینه، گره جفتی روی چهار تار بهجای دو تار در کرمان رواج یافت که پشم کمتری مصرف میکرد ولی دوام را پایین میآورد[۳][۹]. رنگهای شیمیایی در کرمان دیرتر از بسیاری مناطق دیگر پذیرفته شد[۳].
طرحها و رنگها
پیش از جنگ جهانی اول سبک غالب کرمان طرحهای گلدانی در قالب شبکهای بود[۳]. از دههٔ ۱۹۲۰م طراحان کرمان طرحهای جانوری و گلدار، طرحهای سراسری پرجزئیات، ترنجهای مرکزی و حاشیههای شکسته را آزمودند[۳]. پس از جنگ جهانی دوم طرحهای گلدار با الهام از هنر فرانسوی رایج شد[۳]. در دورهٔ جدید بسیاری از فرشهای کرمان زمینهٔ کرم، طرحهای گلدار فرانسوی و حاشیههای به سبک روکوکو دارند[۱]. کرمان فرشهای تصویری هم بافته است، از جمله بازسازی نقاشیهای فرانسوی، صحنههای معماری با مسجد و مناره و طرحهای نمادین[۱]. رنگبندی فرش کرمان همواره بسیار غنی و متنوع بوده و در دورهٔ جدید رنگهای پاستلی رایج شده است[۱][۸].
نامهای بازاری و نکتههای تشخیص
- فرشهای ممتاز کرمان با نام «کرمانلاور» (Kerman–Lavere) عرضه میشدند[۱].
- در بازار غرب قرن بیستم فرش کرمان را «Kermanshah» هم مینامیدند؛ این برچسب را با شهر کرمانشاه یکی نگیرید[۱].
- ایل افشار که بخش اصلی آن در استان کرمان ساکن است، در فرشهایش پود پشمی قرمز به کار میبرد و این فرشها را باید از فرش شهری کرمان جدا کرد[۱۰].
- در فرشهای قرن بیستمی کرمان وجود گره جفتی را در پشت فرش بررسی کنید، چون تراکم و دوام را کم میکند[۳][۹].
- این مرکز یکی از مکتبهای اصلی فرش ایران است و تاریخ آن با تحولات دورهٔ صفوی و دورهٔ قاجار گره خورده است[۱][۳].
پرسشهای پرتکرار
فرش «کرمانشاه» که در منابع غربی آمده همان فرش کرمان است؟
بریتانیکا مینویسد که در بازار غرب قرن بیستم فرشهای کرمان را با نام «Kermanshah» هم میشناختند. پس این برچسب بازاری را با شهر کرمانشاه یکی نگیرید.
پشم کرک کرمان چه ویژگیای دارد؟
کرک کرمانی پشمی نرم و ظریف است که در منابع تاریخی با بهترین فرآوردههای کشمیر مقایسه شده و در دورهٔ صفوی حتی به هند صادر میشد.
فرش کرمان را از چه نشانههایی میشناسند؟
گره نامتقارن، سه بار گذر پود میان ردیفهای گره، رنگبندی غنی و در فرشهای جدیدتر زمینهٔ کرم با رنگهای پاستلی و طرحهای گلدار از نشانههای رایج آن است.
فرش گلدانی چیست و چه ربطی به کرمان دارد؟
فرشهای گلدانی گروهی از فرشهای صفوی با تکرار گلدانهای گلاند که بیشتر به کرمان نسبت داده میشوند؛ جوشقان هم دیدگاه دیگری در انتساب آنهاست.
منابع
- Britannica — Kerman carpetمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Persian carpetمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — KERMAN xv. Carpet industry (James M. Gustafson, 2017)مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — "Carpets ix. Safavid Period" (Daniel Walker, 1990)مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — "Carpets xi. Qajar Period" (Annette Ittig, 1990)مشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS xii. Pahlavi periodمشاهده ↗ ↩
- Britannica — Bijar carpetمشاهده ↗ ↩
- Goswami, K. K. (ed.) (2009). Advances in carpet manufacture. Woodhead Publishing — فصل ۷ — K. K. Goswami, *Developments in handmade carpets: design and manufacture* (ص ۱۸۲–۲۶۸)مشاهده ↗ ↩
- Wikipedia (EN) — Knotted-pile carpetمشاهده ↗ ↩
- Encyclopaedia Iranica — CARPETS xiv. Tribal carpetsمشاهده ↗ ↩